
دو بیتی از حسین ظهرابی
هرچند در این غبار ها می پوسم با ناز نگاه های تو مأنوسم
پر نور ترین بهانه ای ماه من شب های تو را یکی یکی می بوسم
بی رحم بشو ولی برای من نه از مرگ بیا بگو ولی رفتن نه
یک معجزه دارم که تویی تنها تو می خواهی ترکم بکنی؟ لطفاً نه
در پهنه ی روح تو وجودم گم شد من هر چه غزل از تو سرودم گم شد
تیرم به هدف خورد ولی یک لحظه ببری که شکار کرده بودم گم شد
هر ثانیه با دلم سر صحبت توست مغرور شدن برای من، عادت توست
یک عمر به هر ساز زدی رقصیدم حالا تو برقص خوشگلم! نوبت توست
|