کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 20 اسفند ماه ، 1388
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
تبليغات

مطالب تصادفی

داستان کوتاه
[ داستان کوتاه ]

·حکایت بهلول و آب انگور
·سه شرط لقمان
·روزهاي يكشنبه
·نقاشي لئوناردو داوينچي
·سخنراني انيشتن
·كلك مردانه !!!
·گربه
·فرق احمق با ديوانه...
·شوهر کامپیوتری

حکایت بهلول و آب انگور
داستان کوتاه

 

 

 



روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 26 شهريور ماه ، 1388 توسط meysam  چاپ مطلب

 
با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .
ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد داستان کوتاه
· سایر مطالب نوشته شده توسط meysam


پربازدیدترین مطلب در زمینه داستان کوتاه:
حکایت بهلول و آب انگور


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

 

javoni.ir

 


M....M



Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir