
خواستم با جرم بی کس بودن اعدامم کنید تا در این گهواره ی تابوت آرامم کنید باز اینجا با دو چشم خیس وگریان آمدید تا من بیچاره را این بار هم خامم کنید
یا رب چه کنم جز غم بسیار ندارم دل خسته و افسرده شدم یار ندارم من فکر کنم علت تنهایی ام این است که ظاهر شیک و کت و شلوار ندارم
من جز دلی افسرده و تنها ندارم در جمع شاداب شما ها جا ندارم حالا شما من را نمی خواهید عزیزان شاید به این علت که من ویلا ندارم
در این مدار پر از گیر ودار می چرخم دوباره خسته دل و بی.قرار می چرخم به من نگو برو همرنگ با جماعت شو خلاف عقربه روزگار می چرخم
|