
این آدینه، جمعه غریبی بود
دلتنگی عجیبی داشتم، دلتنگی که بعضی آدمها پر مدعا به هیچ وجه نمی فهمند و آدم ترجیح میده تا آخر عمر هم نفهمند... بی حوصله پای تلویزیون نشستم تا شاید سرم گرم شه و از فکر بیرون بیام
نمی دونم برنامه نقره شبکه یک رو دیدید یا نه فوق العاده بود، چقدر زیبا خسرو شکیبایی رو به تصویر کشید، چقدر زیبا ازش یاد کرد و پنجره ای رو به خاطره های اون باز کرد با اون لحن جالبش نمی دونم آلبوم "حجم سبز" یا "صدای پای آب" رو گوش دادید یا نه؟ چقدر زیبا و پراحساس شعرهای سهراب سپهری رو می خونه،شاید هم سهراب می دونسته یک روز شعرهاشو خسرو میخونه!
برنامه نقره چه عاشقانه های قشنگی ازش نشون داد سکانسهایی از دختران غریب یا سریال خانه سبز، چه دیالوگ های پر معنایی و ... به هر حال زیبا بود، ریبا بود امیدوارم همیشه آدمها تو ذهنمون قشنگ بمونن
به هر حال جمعه من با برنامه نقره قشنگ شد نه کس دیگه ای...
|