
یه قول یکی از آهنگای جدید بنیامین:
من رو حرف تو حساب کرده بودمو همه عشقارو جواب کرده بودمو از همه قشنگیای زندگی تنها تورو انتخاب کرده بودمو ...
همینجوری !
-----------------------------------------------------------------------------------------
داشتم کتاب "نوش داروی طرح ژنریک" از مرحوم دکتر سید حسن حسینی میخوندم پارسال نمایشگاه کتاب گرفتم یادمه اول که نگاه کردم زیاد توجهمو جلب نکرد، بعد که نشستم و با دقت خوندم، دیدم واقعا جالبه سید حسن حسینی، زود رفت، خدایش بیامرزد یه قطعاتیش جالب بود، گفتم بتایپم بعضی هاشو
نانوایی ز قضا شاعر شد شاعری را غم نان کاسب کرد!
شاعری وارد دانشکده شد دم در ذوق خود را به نگهبانی داد!
شاعری خرما را با خدا قافیه کرد تاجران رحم به حاش کردند ناقدان شعر سالش کردند!
شاعری خانه نداشت در خیابان خوابید شهرداری سر ذوق آمد و اقدامی کرد!
شاعری قبله نما را گم کرد سجده بر مردم کرد!
شاعری می لنگید ناقدی نان می خورد! تاجری پسته خندان می خورد!
شاعری وام گرفت شعرش آرام گرفت!
شاعری رفت به ده برکت از گندم آبادی رفت کدخدا شاعر شد
ای انتظار پیر! وقتی که می رسم من در نمی زنم از شیشه شکسته سراغ مرا بگیر
از شب سوال کن تا باورت شود بی خانمان ترین ستاره این آسمان منم!
نزدیک تر بیا من زنده ام هنوز اما... نزدیک تر بیا من روی دست فاصله تشییع می شوم!
شاخه ای گل چید در گلدان گذاشت بعد - روی کاغذی رنگی - نوشت: ما برای وصل کردن آمدیم!
|